دنیا انقدر زرق و برق داره که برای موندن بیشتر حتی به اندازه یه چشم به هم زدن دست به هر کاری می زنیم . حتی از روی همدیگه هم رد می شیم تا خودمون اول صف عشق بازهای دنیا باشیم …
تو به کجا رسیدی که برای رفتن از اینجا لحظه شماری می کنی ؟؟؟
تو به کجا رسیدی که استخاره رفتنت رو گرفتی نه موندنت ؟؟؟
تو به کجا رسیدی که چشمهای منتظر این همه آدم رو ندیدی ؟؟؟
تو به کجا رسیدی که رفتنت رو با چشات داد می زدی و زبونت برای دعای موندنت انشا الله می گفت ؟؟؟
تو به کجا رسیدی که غم سنگین تو دلت رو بیشتر از این نتونستی نگه داری ؟؟؟
تو به کجا رسیدی که بعد این همه مدت به فکر خودت و آرامش خودت افتادی ؟؟؟
این سیزده سال به تو چی گذشت ؟؟؟
چه خونی خوردی که دلت نتونست جاش بده و ریخت تو سرت ؟؟؟
تو به کجا رسیدی که راضی به رفتنت شدی ؟؟؟
دایی مظلوم من به کجا رسیدی ؟؟؟
فردا سه شنبه اس . روز عاشورا . مگه نمی خوای بری جمکران ؟؟؟
نمی گی آقا منتظر اومدنته ؟؟؟
نمی گی چشم به راهته ؟؟؟
تو رو خدا به خاطر اون پاشو …
فقط به خاطر اون چشای قشنگت رو باز کن …
فقط به خاطر اون ...
تو این شبها برای همه مریض ها دعا کنید برای دایی منم دعا کنید ...ممنون
