بهار در راه است...

می گویند بهار وقتی می آید که بنفشه سر از بستر خاک بردارد
و عطر آن کوچه باغهای شعر را پر کند ، اما من می گویم
بهار وقتی می آید که هیچ چشمی بارانی نباشد
و هیچ لبی از غم دوری لرزان نگردد
بهاران وقتی می آید که خزان گلبوته های مهر را به یغما و تاراج نبرده باشد
آری … در آن زمان است که لبها لبریز از عشق و صفا و عاطفه می گردند
بهار در راه است پس بیائید زندگی را از بهار لبریز کنیم
و همدیگر را تا سرحد مرگ دوست داشته باشیم .

/ 32 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهاره

سلام. وبلاگت معركه ست.به منم سر بزن به كمك احتياج دارم

مهران

سلام عزيز.....دوست قديمی من.....خوبی مهربون.....

مهران

با آرزوی بهترينها......برايت....

اخرین ارزو

سلام هستی جان خوب هستی انشاالله؟ مرضیه جون خوبه؟ متنت خیلی قشنگ بود متحول شدم اخه پر از امید بود دوستت دارم راستی با اجازه لینک وبلاگ قشنگتو تو وبلاگم گذاشتم موفق باشی یا حق.

مهران

سنگ آهم را ...نگاهم را..... فرو كوبم به در.... يكبار ديگر......كعبه را.پيچيده ام ...در مخمل سبز خيالت بار ديگر......اي بسيط آسمان ....اي بلنداي زمان ....با تو من بشناخته ام معناي هستي و صفا را.....مشق هر شب ميكنم ...نام تو را پروردگارا...... ............................................... به روزم......

قشنگ بود. به من هم سر بزن

آرام

چه وبلاگ قشنگی... هيف نيست آپ نشه؟؟

حسين شکر بيگی

سلام! داشتم بلاگ قديميمو نگاه می کردم بعضی از کامنتها رو ميخوندم ياد دوستان قديميم افتادم و خواستم عرض سلامی کنم! سلام